گاهی اوقات هم آدم هایی در اطرافم ظاهر می شن که با اعتماد به نفس بالایی، حس می کنن درست ترین عقیده ممکن رو دارن. بحث بر سر درستی و نادرستی این افکارشون نیست. صحبت بر سر اینه که این نوع اعتماد به نفس معمولا منجر به احساس خدایی کردن می شه و نهایتا اون فرد از شنیدن هر گونه صحبت های مخالفش عقیده اش به ستوه میاد. یه چیزی که با تجربه کردن فهمیدم، اینه که توی بحث و تبادل نظر، معمولا فردی که زودتر از کوره در می ره، استدلال ضعیف تری نسبت به رقیبش داره. این هم به اون دلیله که فرد مذکور به خاطر عدم توانایی در توجیه منطقی حرف های رقیبش، رو به خشونت میاره که یه واکنش کاملا غریزی در مواجهه با خطره. 

چند سالی می شه که سعی کردم در هیچ نوع بحثی، اعم از سیاسی و غیر سیاسی شرکت نکنم. نه به خاطر اینکه حرفی برای گفتن نداشتم، به این دلیل که فکر می کردم نداشتن استدلال قوی ممکنه باعث بشه به جای دفاع از عقاید و انتخابم به صورت منطقی، رو به داد و فریاد و خشونت لفظی بیارم.

تو این ایام که تنور انتخابات داغه و هر کسی به ظن خودش یه تحلیل گر خبره سیاسی شده، اجتناب از بحث های اینجوری جزو سخت ترین کار ها محسوب میشه. جدا از همه حرفایی که می شه در مورد سبک و سیاق انتخابات گفت، این جور بحث ها، مخصوصا بین دو نفر که تصمیمشون رو برای رای دادن گرفتن، راه به جایی نمی بره. یه جورایی مصداق سوره ای از قرآن به نام کافرون هستش که خدا به پیامبرش می گه:

"به کافران ( اشاره به دشمنان پیامبر مذکور) بگو که نه شما آنچه را که من میپرستم، میپرستید، نه من آنچه را که شما می پرستید، میپرستم." 

به همین خاطر، به شخصه، برای آرامش ذهنم هم که شده، با لبخندی به سان Don't Give A F*Ck، در مقابل وسوسه شرکت در این بحث ها و مالیدن بینی حریف محترم به خاک اجتناب می کنم. 

به قول خدا:

"دین شما براى خودتان و دین من براى خودم"

پ.ن: منبع سوره مذکور