به انبوه کاغذ هایی که روی میزمه نگاه می کنم .گوشیم رو چک می کنم و به این فکر میکنم که این تمرین ، حل نشدنیه. دو ثانیه بعد می فهمم کجا اشتباه کردم و حرفم رو پس می گیرم. دوباره به کاغذای روی میز خیره میشم و فکر می کنم : دوستش دارم.

همه اتفاق های بد احتمالی همون لحظه به ذهنم هجوم میارن.

+ دوستش دارم.

- اگه  ...؟

+ دوستش دارم.

- یادت نیست دفعه قبلی چی شد؟

+ میگم دوستش دارم.

- ...؟

+دوستش دارم.