در مجموع تو این 5 ماه سفری که داشتم و هنوز هم تا این لحظه ادامه داره، به قدری اتفاقات مختلف دیدم و تجربیات جدید  کسب کردم که واقعا وقت و حوصله قابل توجهی برای نوشتنش نیازه. از طرفی به خاطر شغل و محل زندگی عجیب و غریبم هیچ کس جز همکاران گرامی و همسر جانم از حرفام سر در نمیاره. بنابراین شاید این اتفاقات برای همیشه نا نوشته باقی بمونه که به طور قطع چیز زیادی از دنیا کثر نخواهد شد. تصمیم گرفتم اونچه از این 5 ماه جذاب تر بود رو نقل کنم تا خودم یادم بمونه.

به طور قطع یکی از جذاب ترین لحظات زندگی 5 ماه ام روی کشتی تماشای دلفین های بی باک بود که به گستاخی تموم تا چند متری کشتی بزرگ و پر سر و صدای ما میومدن و سرعتشون رو به رخ می کشیدن. گرچه کشتی ما در بهترین حالت ممکن می تونه 15 نات یعنی حدود 28 کیلومتر بر ساعت راه بره ولی خب برای یه دلفین اونم تو آب های آلوده خلیج فارس رکوردی محسوب میشه. تا امروز حدود 10 تا دلفین دیدم که تو دریا جفتک مینداختن. بیشتر شون هم حوالی جزیره کیش و لاوان بودن.

از جذابیت های طبیعی دیگه مسیر طلوع و غروب خورشیده. صحنه هایی رو دیدم که واقعا تا به حال ندیده بودم. بازی خورشید و ابرا موقع غروب، سرخ شدن آسمون. سفیدی بی اندازه همه جا موقع طلوع خورشید و منظره بی انتها که بدون هیچ مزاحمی میشد فرو رفتن خورشید تو آب شور رو تماشا کرد. من زیاد عکاسی نکردم از این صحنه ها. نه این که نخوام، حوصله نداشتم گوشی رو از تو اتاق بیارم یا گاهی اوقات هوای بیرون به قدری گرم بود که به هیچ عنوان نمی شد از اون صحنه لذت برد. حسرتی بزرگ برای اهالی اینستاگرام که نتونستن عطش عکاسی خودشون رو با این صحنه های بی نظیر ارضا کنن. 

گرچه زندگی کردن روی کشتی شما رو به دریا نزدیک تر میکنه، ولی عملا شما رابطه خاصی با دریا ندارید و فقط ازش به عنوان یه جاده بی حد و مرز استفاده میکنید و گاهی اوقات هم به عنوان تشکر، فضولاتتون رو توش میریزید. اما با همه این دوری از دریا، جاهایی هست که ناخواسته باید با هم ملاقات کنید. به عنوان مثال موقع تمیز کردن L.T Cooler ها و فیلتر Sea Chest هستش (عمرا توضیح بدم که قضیه چیه). وقتی فیلتر رو بالا میکشید، درکمال تعجب با گستره فراوانی از انواع موجودات دریایی روبرو میشید. از ماهی های ریز گرفته تا عروس دریایی و خرچنگ یه عالمه موجود ژله ای. اولین بار دیدن اون صحنه خیلی لذت بخشه. یادمه که شروع کردم به جمع کردن صدف های قشنگ برای بنفش. ولی از دفعات بعد دیگه این صحنه قشنگ و رویایی نیست. مخصوصا وقتی که تمیز کردن فیلتر رو به شما بسپارن. وقتی که موجودات ژله ای متلاشی شده رو از لای سوراخ های فیلتر فشار میدید و قسمتی تو صورتتون میپاشه، اونجاست که فحش های در خوری به طبیعت میدید که اینجوری توی همه جا سر می کشه.