نوروز امسال، من روی کشتی بودم و زمان تحویل سال هم با عنایت کاپیتان کشتی، یه مهمونی (که در بین دریانورد ها بهش پارتی میگن) برگزار شد و ما هم بلاخره از یکی از مناسبت هایی که روی زمین انجام می شد مطلع شدیم. قبل از اینکه خاطره روز اول فروردین رو تعریف کنم، لازمه یه توضیح مختصر در مورد ساختمان کشتی برای کسایی که نمی دونن (احتمالا 99 درصد آدما) بدم.


این شکل ساختمان کلی یه کشتی نفت کش از نمای جانبی رو نشون میده. قسمت بالایی که اسمش superstructure یا accommodation هست، محل زندگی دریانوردای شاغل در اون کشتیه. قسمت پایین accommodation موتور خانه یا همون Engine Room هستش که تمامی دستگاه های مورد نیاز برای زنده نگهداشتن کشتی در اونجا قرار داره. بخش های جلویی کشتی تانک های بار یا Cargo Tanks هستش که در اون ها نفت خام و فراورده های نفتی نگهداری می شه. حالا در شکل بعدی سیستم فاضلاب کشتی رو میبینیم. فاضلاب کشتی شامل آب های حاصل از شستشو در حمام، توالت و روشویی هستش. در هر اتاق هم یه توالت و روشویی و حمام وجود داره. تمامی این مواد از طریق لوله ها میاد داخل موتور خونه و وارد یه تانکی به اسم Sewage Collection Tank می شه. بعدا طبق مقررات خاصی (که در ایران رعایت نمی شه) به دریا تخلیه می شه.

و اما خاطره. روز اول فروردین کشتی ما رسید به مکانی به سام بهرگان. یه جایی از وسط دریا یه لوله ای اومد بیرون که ما ازش نفت خام بگیریم و ببریم به پالایشگاه بندرعباس. صبح ساعت حدود 7 از خواب بیدار شدم . رفتم دست و صورتم رو بشورم و گلاب به روتون خوراکی های تجزیه شده از شام دیشب رو از بدن خارج کنم. وقتی کارم تموم شد و دکمه فلاش رو زدم، دیدم توالت کار نمی کنه. در این شرایط به روی کشتی دو حالت پیش میاد. یا توالت شما خراب شده یا مشکل از کل سیستم هستش. اگه مشکل از توالت شما باشه، مهندس مفلوک مسول این سیستم باید بیاد اتاق شما و با اخم و فحش و ناسزا اون رو تعمیر کنه. اما اگه مشکل کلی باشه خدا به داد برسه.
سریع صبحونه رو خوردم و لباس کار رو پوشیدم و رفتم موتور خونه. همین که در ورودی رو باز کردم بوی خوشآیند Shit به مشامم رسید . فهمیدم که مشکل کلی و بوده و کارمون در اومده. 

از پله ها رفتم پایین و دیدم مهندس های شیفت قبلی به شدت در حال کار هستن. تقریبا از همه جای انجین روم هم مواد مایع قهوه ای رنگ بیرون ریخته بود که بوی وحشتناکی داشت. وقتی در کشتی مشکلی پیش میاد، اینکه شما بدتون میاد و چندشتون می شه و کثیفه و این حرفا وجود نداره. شما باید همکاری کنید و با تمام توانتون کار کنید چون قرار نیست کسی از بیرون بیاد و بهتون کمک کنه. خلاصه دست به کار شدیم و shit از سر و رومون سرازیر شد. یکی از لوله های سیستم به خاطر تجمع shit ها گرفته بود و مهندس های شیفت قبلی از بالا تا پایین سیستم رو باز می کردن تا ببین مشکل از کدوم قسمته. خلاصه به قسمت انتهایی لوله ها رسیدیم و بلاخره گرفتگی رو پیدا کردیم و لوله مورد نظر رو باز کردیم. بعد سر لوله رو به شلنگ آتشنشانی وصل کردیم و با فشار بالا، آب دریا رو از داخل لوله رد کردیم تا تمام گرفتگی رفع بشه. بعد از اتمام کار، یه نگاه به آیینه کردم دیدم از سر تا پام قهوه ای رنگ شده. :)))

همونجا تو انجین روم خودمون رو با آب و مواد ضدعفونی کننده شستیم و لباس کار جدیدی که به مناسبت قهرمان بازی مون در مبارزه با خرابی توالت بهمون اهدا شده بود رو پوشیدیم و رفتیم بالا که ناهار بخوریم. وقتی نشستم سر میز ناهار، تازه یادم افتاد که امروز اول فرورودینه.